جسدی که ۳۷ سال بی‌نام ماند و کاربران اینترنت بالاخره نامش را پیدا کردند

ارتشی از کارآگاهان آماتور پرونده‌های راکد دهه‌ها را باز می‌کنند؛ اما همان جمعیت گاهی بی‌گناهان را قربانی می‌کند.
Persian

جسدی که ۳۷ سال بی‌نام ماند و کاربران اینترنت بالاخره نامش را پیدا کردند · Avonetics

🎧 Podcast episode
Coming soon — رضا & پریسا are taking this one into the studio.
Sponsored
Volicci custom graphic tees, hoodies & die-cut stickers, a fresh original design every day. Learn more →

در سردخانه‌های سراسر جهان، پرونده‌هایی هست که روی جلدشان به‌جای نام، فقط یک شماره نوشته شده.

آن‌ها نه گمشده حساب می‌شوند، نه پیدا شده. آن‌ها فقط هستند؛ در قفسه‌ای فلزی، زیر لایه‌ای از گرد و خاک و بی‌تفاوتی اداری.

Read nextکابوس کوچک، مشکل بزرگ: وقتی صحنه جرم به خودروی CSI هجوم می‌آورد!

تخمین‌ها می‌گوید فقط در آمریکا حدود چهل هزار جسد ناشناس در بایگانی‌ها وجود دارد. سالانه نزدیک به چهار هزار مورد جدید اضافه می‌شود و بخش قابل‌توجهی از آن‌ها حتی بعد از یک سال هم هویت پیدا نمی‌کنند.

کارشناسان اسم این وضعیت را گذاشته‌اند: بزرگ‌ترین گورستان بی‌نشان کشور.

و حالا، معلوم شده کسانی که این قفل‌ها را باز می‌کنند لزوماً پلیس نیستند.

**ماجرا از یک دختر بی‌نام شروع شد**

سال ۱۹۸۱، در حاشیه جاده‌ای در ایالت اوهایو، جسد دختری جوان پیدا می‌شود. لباس مشخصی تنش است و همین لباس، لقبش می‌شود. سی و هفت سال هیچ‌کس نمی‌داند او کیست.

آوریل ۲۰۱۸، پرونده بالاخره نام می‌گیرد: مارسیا کینگ، ۲۱ ساله، اهل آرکانزاس. خانواده‌اش تمام این سال‌ها فکر می‌کردند او فقط رفته و برنگشته.

روشی که جواب داد، اسم عجیبی دارد: شجره‌نامه ژنتیکی قضایی.

**چطور کار می‌کند؟**

منطقش ساده و کمی ترسناک است. برای شناسایی یک نفر، لازم نیست دی‌ان‌ای خودش را داشته باشید.

کافی است نمونه را در پایگاه‌های عمومی شجره‌نامه بگذارید و یک پسرعموی سوم پیدا کنید. بعد درخت خانوادگی را عقب و جلو ببرید تا به شاخه‌ای برسید که با سن، جنسیت و جغرافیای پرونده جور دربیاید.

پژوهشی در همان سال نشان داد اگر تنها دو درصد از یک جمعیت دی‌ان‌ای خود را ثبت کرده باشند، می‌شود حدود نود درصد آن جمعیت را از طریق خویشاوندان دور شناسایی کرد.

یعنی شما برای ردیابی‌شدن لازم نیست کاری کرده باشید. کافی است یکی از بستگان دورتان یک بار کنجکاو شده باشد.

**همان ماه، یکی از بدنام‌ترین قاتلان تاریخ گیر افتاد**

هفته‌ها بعد از پرونده اوهایو، پلیس کالیفرنیا مردی را بازداشت کرد که دهه‌ها با عنوان «قاتل طلایی ایالت» شناخته می‌شد؛ مظنون به حدود ۱۳ قتل و ده‌ها تجاوز در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰.

او در سال ۲۰۲۰ به جرایمش اعتراف کرد و به حبس ابد محکوم شد. پرونده‌ای که چهل سال باز مانده بود، با یک درخت خانوادگی بسته شد.

**ارتش بی‌مزد**

پشت بسیاری از این کشفیات، آدم‌هایی نشسته‌اند که هیچ نشانی روی سینه ندارند.

آن‌ها شب‌ها آرشیو روزنامه‌های محلی را ورق می‌زنند، عکس‌های بازسازی چهره را با آگهی‌های افراد گمشده مقایسه می‌کنند و برای آزمایش‌های ژنتیکی چند هزار دلاری پول جمع می‌کنند.

Your brand, right here.Reach story-obsessed listeners in 45+ languages → advertise on Avonetics

در یکی از معروف‌ترین نمونه‌ها، مردی که سال ۲۰۰۱ در اتاق یک متل با نامی جعلی ثبت شده بود، هفده سال موضوع تحقیق همین داوطلبان بود تا بالاخره هویتش کشف شد.

یکی از این کاربران نوشته بود: «من نمی‌توانم قاتل را بگیرم، اما می‌توانم کاری کنم این آدم با نام خودش دفن شود.»

کاربر دیگری آن را «باستان‌شناسی همدلانه» توصیف کرد.

**اما یک روی تاریک هم دارد**

سال ۲۰۱۳، بعد از یک حمله تروریستی در بوستون، موج عظیمی از کاربران اینترنت با بررسی عکس‌های خبری، دانشجویی گمشده را عامل حمله معرفی کردند.

او کاملاً بی‌گناه بود. خانواده‌اش، در بدترین روزهای زندگی‌شان، زیر بمباران تماس‌های تهدیدآمیز قرار گرفتند.

سال‌ها بعد، در جریان پرونده قتل چند دانشجو در ایالت آیداهو، کاربران شبکه‌های اجتماعی استادی را متهم کردند که هیچ ارتباطی با ماجرا نداشت. او ناچار شد برای پس گرفتن آبرویش به دادگاه برود.

کارآگاهان حرفه‌ای اسم این پدیده را گذاشته‌اند «تونل تأیید جمعی»: یک حدس مطرح می‌شود، صدها نفر شواهد را طوری می‌چینند که با آن جور دربیاید، و چند ساعت بعد یک فرضیه سست تبدیل به حقیقت مسلم می‌شود.

یکی از منتقدان نوشت: «پلیس در برابر اشتباهش پاسخگوست. یک حساب کاربری ناشناس نیست.»

**جنگی که هنوز تمام نشده**

مدافعان می‌گویند نتیجه اخلاقی این کار انکارناپذیر است؛ خانواده‌هایی که دهه‌ها منتظر بودند، بالاخره جواب می‌گیرند.

منتقدان می‌گویند رضایت هیچ‌کس گرفته نشده. کسی که دی‌ان‌ای‌اش را برای پیدا کردن اجدادش ثبت کرده، امضا نکرده بود که برادرزاده‌اش را به زندان بفرستد.

بعد از جنجال سال ۲۰۱۹، یکی از بزرگ‌ترین پایگاه‌ها دسترسی پلیس را به حالت انتخاب داوطلبانه درآورد. حجم قابل جست‌وجو سقوط کرد و بعضی پرونده‌ها دوباره خوابیدند.

و یک پرسش ناراحت‌کننده باقی می‌ماند: پرونده‌هایی که در فضای مجازی محبوب می‌شوند، بودجه و توجه می‌گیرند. تکلیف قربانیانی که داستانشان به اندازه کافی جذاب نیست چه می‌شود؟

مجریان ردپای تاریکی در قسمت تازه پادکست، لایه‌به‌لایه سراغ همین پرونده‌ها می‌روند و بر سر یک سؤال با هم به توافق نمی‌رسند: آیا حق دانستن حقیقت، از حق حریم خصوصی ژنتیکی مهم‌تر است؟

0:00
0:00
Link copied ✓